۱۳

كوچ در برف

اگر چه برنده و ترش روی

اما، تو تنها «بودن»ي

در این زمستان استخوان شکن

مهرسا

**********

 

با کوچ می روی

از هر چه انتظار

از هر چه ماندگی

تا لحظه ی قرار تو راهی نمانده است...

مینا اروجلو

**********

 

گوسفند هم که باشیم

بی حوصله می شویم

                        از چرخه ی تکرار ییلاق و گرمسیر   

مسعود پناهی

**********

 

رمه می رود

چوپان کدام است؟

مسعود پناهی

**********

چوپان

دروغ بگو

تا دلت می خواهد

گوش های این مردم نمی شنود

مسعود پناهی

**********

 

مسافری ست

رد پای کوچ

بر برف

پرنده

**********  

 

من و گله ام

در جستجوی چه ایم

در این برفستان

انتظار

**********

 

یه گله گوسفند...

سرمای جان سوز...

یه دختر بچه ی چشم درشت با لپای سرخ یخ زده

منتظرند چوپان پیر را

انتظار

**********

 

تا پیدا کنیم

می رویم می رویم...

بهار را!

انتظار

**********

 

در برف رفت

تیرهای چراغ برق را

بع بع کنان

انتظار

**********  

 

چه می خواهد خورد

این گله

در این سردی و برف

یونجه

علف

کاه

یا بوته ی برف

من

نمی دانم

شاید

چوپان هم

م . سایانی

**********

 

تقسیم می کنید:

بالا برای شما

آسمان و ابر و پوستین نمناکش

و پایین برای ما

زمین و گوسپندان و ما و

خیل گرگانش

جیرجیرک

**********

 

گله در امتداد تیرهای

برق سفر

می کند

...

**********

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.ساياني

چه می خواهد خورد اين گله در اين سردی و برف يونجه علف کاه يا بوته برف من نمی دانم شايد چوپان هم.

رضاسامی

سلام آقای مصطفی پور نمي دونم يا من خيلی بی حوصله شدم و يا اينکه تصويرای منتخب شما خيلی تکراری شده به هر حال ببخشيد

انتظار...انتظار...

یه گله گوسفند.. سرمای جانسوز..... یه دختربچه چشم درشت با لپای سرخ یخ زده منتظرند چوپان پیر را

پرنده

مسافری است ردپای کوچ بر برف

مسعود پناهی

گوسفند هم که باشيم بی حوصله می شويم از چرخه ی تکراريييلاق و گرمسير

شکوفايی

با کوچ میروی از هر چه انتظار از هر چه ماندگی تا لحظه قرار تو راهی نمانده است ... مينا اروجلو

مهرسا

اگر چه بُرنده و ترشروي اما، تو تنها «بودن»ي در اين زمستان استخوان شکن