۷

48ed6x4.jpg

کاش آن سوی دیواری که من را جدا کرد از تو

باغی باشد پر از حضور پرندگان

و کوهی که در آن رود جاریست

و دشتی که هر چه می بینی امید است

کاش آنسوی دیواری که من را جدا کرد از تو

نور باشد مانند جایگاه تو در من

جواد شمسم

***

به انتظار تو

تمام آب کتری را جوشیدم

کتری قل قل کرد و تو دم کشیدی

آه!

چقدر من به تو معتادم

ای چای!

م . سایانی

***

در انتظار چای نشسته ام

پس هستم

م . سایانی 

***

زغالگیر دو شانه دارد

کتریها هم دو تا هستند

زن تنها

علیرضا روشن

***

گرم می شوم...

شعله می کشند...

خاطرات دور

چشم های سرخ...

عطر دود هیزم نمور

آشنا

***

در رویاها یش

پرسه می زند

زن

بی خبر از صدای کتری

سارا

***

چقدر کتری سوزانده

این انتظار بیهوده

حسین مصطفی پور

***

من در انتظار تو

اهل قهوه خانه

در انتظار چای

حسین مصطفی پور

***

/ 8 نظر / 5 بازدید
علیرضا روشن

زغالگیر دو شانه دارد کتری‌ها دوتا هستند زن تنها

م. ساياني

به انتظار تو تمام آب كتري را جوشيدم كتري قل قل كرد و تو دم كشيدي آه! چقدر من به تو معتادم اي چاي! .... با سلام و خسته نباشيد به دوستانم در اين وبلاگ قشنگ، من نتوانستم علاقه ام را به چاي مكتوم بگذارم، ببخشيد.

م. ساياني

به انتظار تو تمام آب كتري را جوشيدم كتري قل قل كرد و تو دم كشيدي آه! چقدر من به تو معتادم اي چاي! .... ۲. در انتظار چاي نشسته ام پس هستم! ......... با سلام و خسته نباشيد به دوستانم در اين وبلاگ قشنگ، من نتوانستم علاقه ام را به چاي مكتوم بگذارم، ببخشيد.

جوادشمسم

كاش آنسوي ديواري كه من را جدا كرد از تو باغي باشد پر از حضور پرندگان و كوهي كه در آن رود جاريست و دشتي كه هر چه مي‌بيني، اميد است كاش آنسوي ديواري كه من را جدا كرد از تو نور باشد مانند جايگاه تو در من

سارا

در روياهايش پرسه ميزند زن بي خبر از صداي كتري...

آشنا

سلام: گرم می شوم، شعله می کشند... خاطرات دور چشم های سرخ... عطر دود هیزم نمور

فريبا

سلام گاهی عجيب حال اصهاب کهف و بعد از بيداری می فهمم من فکر می کردم همون عکس فتو هايکو اينجاست و اومدم اين شعر نگاره ارو بذارم که ديدم ..................... چند سال خواب بودم ؟!!! كنار هم، تنها محبوس در سياهي بي پايان تنهايي ِ گل زرد را مي نگرند ماهي ها آزاد و بي ريشه رها