رگبار عصر تابستان شهرک محقر را می شوید،می گذرد   ماتسوسه سه سه (از کتاب زنبور بر کف دست بودای خندان)  
/ 1 نظر / 24 بازدید

۲۲

عكس: محمد نمازي می‌گشاید پلکش را آرامفرو می‌ریزد برق نگاهش به يکبارهابر نيمه خفته شبها ! رويا ***  برق آسماني اتنشاني توستوقت فراموشي ما سيب ... ادامه مطلب
/ 5 نظر / 19 بازدید

۲۰

آری چه زیباست..اثبات وجود خویشفراتر از ریشه........ نظرپور  *** سبزه سبزه آبیگل کاشتهر بهار .انتظار   *** سبز می زنیآبی می شودسبز-ابی مقدس! .انتظار   *** بنفش می سرايمتتا سبزينگی مشتاق ... ادامه مطلب
/ 1 نظر / 12 بازدید

۱۹

برو ...بپرقرارمان آسمانميثم امامي***اصلا ترس ندارد،من میپرم،تو هم به دنبالم بپر!رهگذر كوچه مهتاب*** رها کن زمین را...به آسمان بیاندیشو آغوش آفتابرهگذر ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 12 بازدید

۱۷

بخاطر مي آورد كسي خاكسترِ اجاقِ گرمابخشِ وجودمان را ؟     علی صالحی ***     خسته تر از آنم که لیوانی چای آرامم کند آغوش گرم تو را می خواهم در ... ادامه مطلب
/ 5 نظر / 11 بازدید
مرداد 89
1 پست
خرداد 86
1 پست
اسفند 85
3 پست
بهمن 85
4 پست
دی 85
5 پست
آذر 85
5 پست
آبان 85
4 پست