۱۳
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٢٩ 

كوچ در برف

اگر چه برنده و ترش روی

اما، تو تنها «بودن»ي

در این زمستان استخوان شکن

مهرسا

**********

 

با کوچ می روی

از هر چه انتظار

از هر چه ماندگی

تا لحظه ی قرار تو راهی نمانده است...

مینا اروجلو

**********

 

گوسفند هم که باشیم

بی حوصله می شویم

                        از چرخه ی تکرار ییلاق و گرمسیر   

مسعود پناهی

**********

 

رمه می رود

چوپان کدام است؟

مسعود پناهی

**********

چوپان

دروغ بگو

تا دلت می خواهد

گوش های این مردم نمی شنود

مسعود پناهی

**********

 

مسافری ست

رد پای کوچ

بر برف

پرنده

**********  

 

من و گله ام

در جستجوی چه ایم

در این برفستان

انتظار

**********

 

یه گله گوسفند...

سرمای جان سوز...

یه دختر بچه ی چشم درشت با لپای سرخ یخ زده

منتظرند چوپان پیر را

انتظار

**********

 

تا پیدا کنیم

می رویم می رویم...

بهار را!

انتظار

**********

 

در برف رفت

تیرهای چراغ برق را

بع بع کنان

انتظار

**********  

 

چه می خواهد خورد

این گله

در این سردی و برف

یونجه

علف

کاه

یا بوته ی برف

من

نمی دانم

شاید

چوپان هم

م . سایانی

**********

 

تقسیم می کنید:

بالا برای شما

آسمان و ابر و پوستین نمناکش

و پایین برای ما

زمین و گوسپندان و ما و

خیل گرگانش

جیرجیرک

**********

 

گله در امتداد تیرهای

برق سفر

می کند

...

**********


کلمات کلیدی: