۱۲
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٢٢ 

درست است که آسمان با روی گشاده

به عروس سپید پوش زمین سلام می کند

اما بیچاره گل انگار سالهاست که مرده...

هور

**********

 

این دل من است

یا سپیدی برف

که سرد و ساکت

بوته خاری

در آن نشسته؟

ملیحه

**********

 

بابا نوروز...نیا

که نکویی امسال

از بهارش پیداست

رضا سامی

**********

 

گاهی

با یک گل بهار نمی شود

ولی

با یک خار...

رضا سامی

**********

 

برف بود

که دستان گرمت را

در میانه ی من حلقه کردی

و مرا از برهوت تنهاییم بیرون کشیدی

یادت می آید

م . سایانی

**********

 

مرا به یاد بیاور

که در برهوتی از سرما

در انتظار دستان گرم تو

تنها نشسته ام

بی هیچ برگی

بی هیچ

م . سایانی

**********

 

چه اتفاقی افتاده دیشب

ابرهای سفید روی زمین ریخته اند؟

بوته ی خواب آلود با تعجب می گوید

مسعود پناهی

**********

 

پشتش به برف گرم است

خاری که یک روز خواهد سوخت

مسعود پناهی

**********

 

این را همه می دانند

آنکس می برد که پایش در زمین باشد

چشمش به آسمان

مسعود پناهی

**********

 

بهاری که باشی

جای پایت

          در برف هم

زندگی می بخشد.

حسین مصطفی پور

**********


کلمات کلیدی: