۱۱
ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۱٥ 

 

 

پيش از آنکه برف به آسمان بازگردد

 عابر می آيد و جای پايش را جمع می کند

 

ثباتی

 

******

از روزهای سرد دور
تنها رد پايی مانده
و درختانی که صدای پایش را
نیز از ياد برده اند

ملیحه

******

...ودی ماه سرآغاز بود٬سرآغاز لمس ولرم يکی شدن
و زمستان نخستين ما است٬که سپيدی است و پاکی
وما٬
ما راه ميرويم٬پاکوب شده شما را
آدميان ٬پدران و مادرانمان را...
که راه دور است و هوا سرد و
مقصود دورها...
اما عشق: رويينه تن پوش ما!

جیرجیرک

******

کسی رفته است
جاده ء پر برف می داند و
درختان ِ کنار ِ را
ه

فریبا عرب نیا 

******

رد پايی دربرف
تنها
ياد خودم افتادم

فریبا عرب نیا 

******

برف اما هميشه چيز ِ ديگری بوده است
شايد که پاره های ِ دلِ يک غول ِ زيباست
که ميبارد بر سر و روی ِ زمين...

هور

******

آرام قدم بگذار
در جاده ی برفی
نکند بیدار شوند
درختان خواب

کتایون آموزگار 

******

و رد پا.
فقط همين برايم مانده است.

مسعود پناهی 

******

کمرش را هم که بشکنی تسليم نمی شود

 درخت سپيد نمی پوشد

تا خورشيد را دارد. 

مسعود پناهی 

*******

اين جاده پايان ندارد

بيهوده چشم هايت را تنگ نکن

مسعود پناهی

******

قدم قدم قدم زديم
در انتظار بهار
کوچه های يخ زده را

رضا سامی 

******

می بوسم جای پايت را
با آنکه از وقتی رفتی
هنوز بهار نشده

رضا سامی 

******

مانده

بر تن سپید خیابان

زخم عبور

حسین مصطفی پور  

 

***

من
و رد پای کسی
که آن روز زمستانی
از زندگیم گذشت !

 

مانا جاويد

***


کلمات کلیدی: