۲۲
ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱۸ 

Lightning strikes over Tehran

می‌گشاید پلکش را آرام
فرو می‌ریزد برق نگاهش به يکباره
ابر نيمه خفته شبها !

رويا

***

 برق آسماني ات
نشاني توست
وقت فراموشي ما

سيب سرخ

***

ديد مي زند خورشيد
جفت گيری ابرهای تيره را
امشب آسمان آبستن نخواهد شد

ميثم عبدي

***

سکوت،‌سياهی، غربت انسان
پوسته ی شب را می شکافد
نور آمدنت!

سعيدي راد

***

برق طبيعت
به سخره می گيرد
برق های مصنوعی را

هانيبال

***

مثل رعد آمد
مثل برق رفت ...
باران را چه شد؟
ــــــــــــ
به تن سیاه شب
برق چشمانت
چقدر می آید !
ـــــــــــــ

اسمان خفه میشد...
گیر کرده بود توی گلویش
باران !
 

انتــظار ...انتــــظار ...

***

به آسمان می نگرم - خشمگين
و به انسانها در شتاب
جامهای سيمين زندگی
از دست شتاب کنندگان افتاد..

ــــــــــــ
شبی غران و بارانی
جاده ای لغزان- پدری خسته
چشم انتظار است کودک بی مادر...

شبگرد آرزو

***

لبخند روشن باران
نوری در تاریکی
باران می‌بارد

مهرزاد پارس

***

خشم آسمان
و تاريک و ابري است دلها
آسمان ناراضي است

عاشق

***

تبلور احساس
صاعقه...
و مردمي كه مي گذرند

نگار

***

آسمان پر از بغض
شهر مرموز پر از غم
میترکد بغضش آسمان

بهزاد نژادقنبر

***

من می آيم
برق٬رعد ميشود
او ميرود

سارا

***

شايد رعد وبرق در سیاهی شب
آسمان آبی هر روزه بالای سر را
دوباره به یادمان بیاورد

ــــــــــــ

دل شهر ميغرد
نه تو ميترسی نه من
اما دخترک کوچک دستمال فروش ...

مينا

***

شهر های روشن
يکی بالا يکی پايين
ابرها ديوار کشيده اند .
--------
چه ديدنی است
برق زمين و آسمان
در چشمان تو

ساناز

***

هيچ چيز در اين شهر
جدی نيست
آسمان! باز کن اخمهايت را

آفتاب

***

سقفی ترک آلود٬
انبوه درهای بسته اینجایی٬
بالاييان صدايمان می زنند.

مهرسا


کلمات کلیدی: