۱۷
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢۸ 

بخاطر مي آورد كسي

خاكسترِ اجاقِ

گرمابخشِ وجودمان را ؟

 

 

علی صالحی

***

 

 

خسته تر از آنم

که لیوانی چای

آرامم کند

آغوش گرم تو را می خواهم

در جنگلی ناشناس

وقتی که آسمان

از لا به لای شاخه ها

سرک می کشد

 

 

فريبا

***

 

 

چه غریبانه نشسته

بر تنهایی سربی گونه ات

اشک های جنگل پیر

 

پرنده

***

 

 

گرمای آتش

فراموشی دنيا

و زندگی سرد

 

دومان

***


کلمات کلیدی:
 
۱۶
ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢۱ 

نوشتم نامت را

سبز شد

دیوار

**********

به کجا می رود این سبزه ی گمراه!

**********

اشک من و

کوچه ی تنهایی و

پیچک پیچیده به دیوار.......

**********

و کوچه جای امنی نبود

برای سبز شدن

دست به سینه ی دیوار می بریم

**********

دارد مسیر اشکم را می گیرد

و می آید باز

**********

بر شانه ی دیوار گریستیم

سبز شد

یادمان را

انتظار...انتظار

**********

امتداد سبز دستان تو را

می بینم از این سوی دیوار

رهگذر کوچه مهتاب

**********

در انتهای خرابه

خانه ایست

دیوارهایش پیچک

سقفش شیروانی

ساکنینش؟!

چه می دانم

شاید

انسان

فریبا

 


کلمات کلیدی:
 
۱۵
ساعت ٤:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱٤ 

در گشایش پلک ابر

خنده های نگاه

رنگ می بازد

گم کرده مادری ست

میوه ی نور

 

پرنده

**********

زمان

خشک می شود

انتظار باقی...

 

پرنده

**********

چه سعادتی...!

در خانه ی خویش

بر دار شدن

 

پرنده

**********

بهار که می شود

آبی آسمان گل می اندازد

خوش به حال چشمان تماشا

 

مهرسا 

**********

هنوز تمام وجود خشکیده اش

منتظر است

دست های دخترک باغبان را

 

رضا سامی 

**********

چون ترک بر نداشت

جا ماند

خشکید

انار دلم

 

رضا سامی 

**********

می چینمت از درخت

و از سقوط نمی ترسم

می خواهم زمین را تجربه کنم

بهشت را که دیده ام!

 

فریبا 

**********

پوسیدن و خشکیدن

تاوان عشق

              سنگین است

 

حسین مصطفی پور 

 


کلمات کلیدی:
 
۱۴
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٥ 

freedom

عکس از سایت فوتو بلاگ تصویر

چه آبي يكدستي !
و ابرهايي كه پخش مي شوند در آسمان
مثال غم كه در دلم
پرندگان چه فارغند

فریبا عرب نیا  

**********

هوای صبح
امتداد تو را
بر خاطراتم می نشاند
در باد
در چشم هايم
بال هايت را به من بده
تا باز گرديم
به روزهای قبل از کوچ ...

الهام کیانپور

**********

ابر ها جزئی از آسمانند پرنده ها هم . !

مسعود پناهی  

**********

پرواز بايد كرد اگر حتي
يك آسمان پر هم كم ات باشد

***
مجذور پرهاي من است هر روز
آزادي پرهاي پروازت

***
بيگانه اي آزاد خواهد بود
هر آن پرنده، پر زند از خويش

*** 

حيف آسمان،
نبريده بود،
پرهاي پرواز.
اين سرنوشت است:
او يك كبوتر، آن ديگري باز !

***

در اوج بسته اند
پيوند آسمان و پرنده

***
مانند آواز
همزاد اوج است
پرواز

*** 

از نگاه اوج
هميشه پايين است
پرنده

*** 

پرنده كه به اوج مي رسد
آسمان مي افتد از خويش

*** 

براي پرنده
آسمان است شاهد
آنگونه كه روباه را
دم

***
از آسمان ابري
خيس نمي شود
پرنده آزاد

پرنده  

**********

ابرها و پرنده ها
مسافران آسمان اند 
... آسمان هميشه هست.

حسین مصطفی پور   


کلمات کلیدی: